تنهایی
گاهی به مدت یک هفته چند روز دچار حالت افسردگی میشم این حالت شب ها بیشتره هی تو گوشی میچرخم حوصله ندارم برم شام درست کنم یه هفته هست که قراره شام برای خودم سالاد 🥗 درست کنم ولی هیچی نمیخورم مگه سوسیس خام! هیچ کاری نمیکنم طبق برنامه ام پیش نمیرم نهایت بتونم سریال better call Saul رو که شروع کردم ادامه بدم هر روز میگم فردا روز بهتری هست ولی فردا هم همون بن بست هست کاش زودتر از این بن بست بیام بیرون دلم گرفته اگه تو این بن بست گرفتار بشم میشم کیس افسردگی نمی دونم برای چیه این حالت که فقط زنده ای ولی فکر کنم برای تنهایی هست انگار تو قفسم... با این حال بیماران مرکز بهداشت رو خوب ویزیت میکنم تعداد مراجعه کننده های اینجا نسبت به اوایل اومدنم به این مرکز حداقل دوبرابر شده تکنسین داروخانه مون میگفت که درآمد ماهانه مهر داروخانه تو پنج سال اخیر بی سابقه بوده از عملکرد خودم راضی ام تو مرکز و میدونم این به خاطر خوش اخلاق بودنم و وقت گذاشتنم برای بیماران هست امیدوارم این انرژی و انگیزه و پشتکار فقط صبح سر کار نباشه و تا شب باهام بمونه
پ.ن: فکر کنم تو این چند روز بعد شیفت شب اورژانس ام بهترین حس و حال رو وقتی داشتم که روز بعد شیفت شب اورژانس که مجبور بودم تا ظهر مریض ویزیت کنم و شدیداً گرسنه و خسته و له بودم ساعت یازده دوازده که مرکز بهداشت خلوت شد همکارم دو تا سوسیس آورد که خام با گوجه خوردیم دیگه سوسیس خام بخورم یاد اون روز میوفتم و حس خوبش
پ.ن: منظره اتاق من در پانسیون وقتی افسرده رو تخت دراز کشیدم و چراغم روشن نمیکنم

من دختر متولد ۷۵ اهل شمال غرب کشور بعد از هفت سال تحصیل در رشته پزشکی اکنون وارد مرحله جدی و جدیدی از زندگیم شدم که مدت ها منتظرش بودم و دوست دارم تجربیات و خاطراتم رو در این زمینه در اختیار پزشکان آینده و شنوندگانم قرار دهم که هم موجب ارتقا من شود و هم با ارایه دید کلی از شرایط آینده کاری به پزشکان آینده کمک کند