دو بیماری ناخن 2

بدن ما انسان ها گاهی با نشانه های کوچیک مارو به سمت مشکلات بزرگی راهنمایی می‌کنه یه پزشک خوب دید بالینی خوبی داره و مثل شرلوک هولمز 🕵️ این نشانه هارو میبینه، در این میان ناخن های ما حرف های زیادی برای گفتن دارند که دو نمونه مشابه رو الان در این پست می‌خوام بیان کنم و نشانه های دیگه بمونه برای پست های بعد...

ناخن های قاشقی و چماقی

Clubbing یا چماقی شدن ناخن ها در واقع ایجاد تورم محدب در پایه ناخن همراه با از بین رفتن زاویه طبیعی بین ناخن با چین ناخن هست که به علت هیپوکسی یا همون کمبود اکسیژن رسانی در بدن ایجاد میشود و نشانه ی خیلی معروفی هست و اغلب نشونه ی بیماری های ریوی و سرطان ریه هست

Koilonychia یا قاشقی شدن ناخن ها در واقع ایجاد تعقر و فرورفتگی در کل سطح ناخن هست و ناخن دیگه اون تحدب نرمال و مختصری هم که داره از دست میده و به اصطلاح قاشقی میشه و شایع ترین علت اش هم کم خونی فقر آهن مزمن هست

دو بیماری ناخن

بدن ما انسان ها گاهی با نشانه های کوچیک مارو به سمت مشکلات بزرگی راهنمایی می‌کنه یه پزشک خوب دید بالینی خوبی داره و مثل شرلوک هولمز 🕵️ این نشانه هارو میبینه، در این میان ناخن های ما حرف های زیادی برای گفتن دارند که دو نمونه مشابه رو الان در این پست می‌خوام بیان کنم و نشانه های دیگه بمونه برای پست های بعد...

Terry's nail یا ناخن های تری ( به نام پزشکی که این نشانه رو کشف کرده نامگذاری شده )

ناخن های دست یا پا در این حالت معمولا سفید اند و ظاهر شیشه ی مات رو دارند و ناحیه ماهک ناخن محو شده و یه نوار باریک انتهایی قرمز مایل به قهوه ای داریم که با فشار محو میشه و این وجه افتراقش با ناخن نیم به نیم ( ناخن لینزی) هست این وضعیت احتمالاً به دلیل کاهش خون‌رسانی و افزایش بافت همبند در بستر ناخن هست و اهمیت این وضعیت در اینکه شایع ترین علت اش نارسایی کبد هست و علل دیگه ای هم داره و اونم نارسایی قلبی و دیابت و... هست

Lindsay's nail یا half and half nail یا ناخن نیم به نیم

وضعیتی است که در اون نیمه ابتدایی ناخن سفید و نیمه انتهایی اون قرمز ، صورتی یا قهوه ای هست و در واقع انگار یه خطی دو قسمت کرده ناخن رو و در این مورد برخلاف ناخن تری قسمتی که سفید نیست با فشار رنگش محو نمیشه و این مورد شایع ترین علت اش نارسایی کلیه هست و در دیالیزی ها دیده میشه

اول آذر شده دختر پاییز

به علت شرایط روحی نامساعدم فعلا فعالیتم رو میخوام در وبلاگم کم کنم و وقتی بهتر شدم حتما به وبلاگ تمام دوستان سر میزنم و توجه و محبت اشون رو بی جواب نمی گذارم

امروز تولد ۲۸ سالگی ام بود ولی همش به اعصاب خوردی گذشت در حالی که با یه کم مراعات کردن این روز عزیز که هم تولد خودم بود هم مادرم توسط اطرافیان ( که میدونستند امروز چه روز مهمی هست برام و به خاطرش مرخصی گرفته بودم و برگشته بودم خونه ) می‌تونست روز خوبی باشه فردا با دوستم میرم بیرون امیدوارم جبران بشه ( دارم دنبال یه خاطره خوب میگردم برای تولدم )

پ.ن: فرداش با دوستم رفتیم بیرون دوستم شیفت داشت یه کم مهلت امون کم بود و با مقنعه هم اومده بود رفتیم یه مجتمع خریدی تفریحی اولش گفت بریم برات کیک کوچولو بگیریم رفتیم خوشش نیومد گفت الان مد شده رو این کروسان ها شمع میگذارند به عنوان کیک تولد رفتیم دو تا کروسان بزرگ گرفتیم یه نانوایی داشت این مجتمع که کروسان هم میپختن بعد یه چیز کیک کوچولو قشنگ هم گرفتیم به عنوان پلن b (خیلی حس جالبی داشت برام با دوستم برم واسه من دنبال کیک تولد بگرده ) بعد رفتیم کافی شاپ اونجا که درخت های مصنوعی بزرگ داشت با گل های صورتی و از پرسنل کافی شاپ پرسیدیم و توانستیم یه شمع 🕯️ پیدا کنیم برای کروسان و از میز بغلی هم فندک قرض کردیم 😅 و یه هات چاکلت و نوتلا داغ هم سفارش دادیم بعد از شانس من همه اون جا انگار تولدشون بود دیدم یهو همه دست زدند و آهنگ تولدت مبارک پخش شد من خیلی ذوق کردم و خندیدم و شمع ام رو فوت کردم دوستم هم ازم فیلم گرفت با اینکه دست زدن و آهنگ تولد برای یه نفر دیگه بود تو جمع اون کافی شاپ 😅 کلی ازم عکس های قشنگ گرفت و یه مغازه هم رفتیم اونجا علاوه بر کادو های خودش برام یه جا سوییچی ماه خرید که چراغ های رنگی داشت و ست اش هم برای خودش خرید چون میترسید از کادو های خودش خوشم نیاد البته کادو های خودشم دوست داشتم خلاصه کلی خوش گذشت و با هم حرف زدیم و خندیدیم و بعدش اون رفت به شیفتش برسه منم برگشتم خونه

آدم ها نمیدونند با کارهای کوچیک اشون چه تاثیرات بزرگی بر روح و روان یکدیگر می گذارند