جو ناجور مرکز بهداشت
یه مدت سرم شلوغ بود نتونستم مطلبی بگذارم درگیر افزایش شاخص های شش ماهه بهداشت بودیم این معاونت بهداشت شهرستان کچلمون کرد به منم گفته بود حق ندارم به بهورز ها دو هفته آخر شهریور رو مرخصی بدم باید بیان از من مرخصی بگیرند چون شاخص هاشون پایینه رسماً دارند اختیارات منو به عنوان مسئول مرکز نادیده میگیرند خب شاخص هاشون پایینه کارانه شون رو کم کن چرا با مرخصی تهدید میکنی !!!! منم ترجیح میدم با شبکه درگیر نشم ... ولی خب اینا اینقدر شاخص براشون مهمه بیان کمبود نیروی انسانی مرکزمون رو برطرف کنند یکی از خانه های بهداشت امون هم بیشتر از یه ماهه بسته هست اونم به خاطر قفل خراب که نمیان درست کنند ( همون خانه ای که همسر امور عمومی مون باید پوشش میداد ) 😒😒😒 خود منم البته شهریور که مرخصی گرفته بودم از مسئول گسترش، بلیط ام داشتم یک ساعت قبل اینکه راه بیفتم زنگ زد معاون شبکه مرخصی نمی تونی بری ! اینقدر ناهماهنگ هستند ( احتمالا یکی از پزشک های دیگه شبکه فهمیده بهم مرخصی دادند رفته گفته چرا به این مرخصی دادین به من ندادین !) بعد هفته آخر شهریور هم خواهرم که هفده ساله هست اومد پیشم موند روستا بهمون خوش گذشت حسابی ازش پذیرایی کردم و شب ها با هم فیلم نگاه میکردیم روزها هم من میرفتم سرکار اون مینشست برای کنکور می خواند
پ.ن : پدر و مادر ام که بالای ۵۰ سال سن دارند و نقص ایمنی دارند و خواهر دیگه ام که آسم داره و خودم که کادر درمان هستم واکسن آنفولانزا زدیم همین هفته آخر شهریور ... سال قبل زده بودم تاثیرش رو واقعا احساس کردم
پ.ن: همکاران اخیرا در مرکز با هم دچار مشکل شدند آزمایشگاه امون رفته شبکه شکایت پذیرش امون که خدمات هم هست کرده که آزمایشگاه رو تمییز نمیکنه نمونه های ادرار رو دور نمی ریزه من خودم قبلش ده بار بهش گفته بودم ولی گوشش بدهکار نبود که تمییز کنه به نظرم حق داشته کارشناس آزمایشگاه امون الان پذیرش امون فکر میکنه امور عمومی امون باعث شده که آزمایشگاه بره شکایت کنه بعد از اون ور همسر مسئول پذیرش امون که بهورز هست رفته گفته الکی که آزمایش ها درست نیست جواب اشون 😐 بعد امور عمومی با همین پذیرش جلوی من یه دعوای لفظی حسابی داشتند و پذیرش گفت صبحانه رو جمع کنید من نمیرسم به کارهام ، امور عمومی هم سر پذیرش داد میزد که من اینجا مسئولم ( کلا دوست داره فکر کنه قدرت دست اونه ) از فردا باید ۷:۴۵ اینجا باشی منم گفتم اگه خونه خودت تو روستا بود ۷:۴۵ می اومدی ؟ من خودم پزشکم ۷:۴۵ میام ؟ منم میخوای گزارش کنی ؟ (اگه تایمکس نبود مثل قبل نامنظم می اومد امور عمومی الانم همیشه زود میره ) منم دیدم اینطوریه دیگه نگذاشتم تایید تایمکس رو امور عمومی انجام بده و مسئولیتی که در واقع مال خودم بود دوباره پس گرفتم تا از این دست مسائل نبینم در هر صورت مدیریت کار آسونی نیست من هم از اول باید جدی می بودم بیشتر فاصله میگرفتم باهاشون تا بتونم نظم رو برقرار کنم و با همه چی کنار نیام با اینکه کارم سخت تر میشد ولی نظم مرکز حفظ میشد و دعوا نمیشد
نکته : امور عمومی( پرستار مرکز هم هست ) مرکزمون چاپلوسی معاون شبکه رو میکنه معاون شبکه هم از طریق اون اعمال قدرت میکنه الان خانمش بهورز هست قفل خانه بهداشت خرابه یه ماه هست درست نمیشه و خانمش نمیره اون خانه بهداشت رو پوشش بده شاید اگه بهورز دیگه ای بود رفتار شبکه جور دیگه ای بود
پ.ن: اتاق محل کار بنده

من دختر متولد ۷۵ اهل شمال غرب کشور بعد از هفت سال تحصیل در رشته پزشکی اکنون وارد مرحله جدی و جدیدی از زندگیم شدم که مدت ها منتظرش بودم و دوست دارم تجربیات و خاطراتم رو در این زمینه در اختیار پزشکان آینده و شنوندگانم قرار دهم که هم موجب ارتقا من شود و هم با ارایه دید کلی از شرایط آینده کاری به پزشکان آینده کمک کند