گزیده نکات جالب

🕵️ کاهش وزن سریع موجب ایجاد سنگ های صفراوی میشه از عوامل خطر ایجاد سنگ های صفراوی میشه به سن بالا ، جنس مونث ، سابقه خانوادگی ، چاقی ، داروهای کاهنده کلسترول ، حاملگی های متعدد , قرص های ضد بارداری خوراکی با استروژن بالا و... اشاره کرد

🕵️رژیم غذایی کم فیبر و پر چربی ریسک ابتلا به سرطان روده بزرگ رو بیشتر می‌کنه و رژیم غذایی پر فیبر و کم چربی ریسک اش رو کمتر میکنه

🕵️ مصرف منظم مهارکننده های پروستاگلاندین مثل آسپیرین احتمال ایجاد پولیپ های (آدنوماتوز) روده و سرطان روده بزرگ را کاهش می دهد( حالا نمیگیم برید آسپرین بخورید !!!)

پ.ن: امروز صبح با خواهرم پیاده رفتیم خرید اطراف خونه بیشتر از خواهرم من خرید کردم یه لاک آبی و ریمل گرفتم (این مغازه لوازم آرایشی بهداشتی پر از پک های قرمز ولنتاین بود 😁) و دو تا دفترچه یادداشت هم از مغازه نوشت افزار گرفتم و یه سری هم به داروخانه زدم و مکمل زینک و دهانشویه خریدم خواهرم هم دو تا نودل لیوانی خرید حدود یه هفته بود که به خاطر بدی آب و هوا پام رو از خونه بیرون نگذاشته بودم نیاز به هوای تازه داشتم و از امروز کالری شماری رو با برنامه کرفس به توصیه یکی از دوستان وبلاگم (درسای عزیز ) شروع کردم . باورتون میشه چهار تا چیز ساده که گرفتم تو یه ساعت بالای یه تومن خرج کردم ؟ فکر کنم با وضع موجود باور پذیره

پ.ن: با توجه به محبوبیت هوش مصنوعی و سرو صدایی که به پا کرده خواستم به چالش بکشم هوش مصنوعی رو در زمینه تشخیص بیماری های پوستی از چند تا دستیار هوش مصنوعی مربوط به این حوزه استفاده کردم که رایگان بودند و اینو متوجه شدم که واقعا خیلی به درد نخور هست و نهایتا عکس هایی که در کتاب ها و مقالات و منابع موجود هست رو فقط می‌تونه تشخیص بده . به هر حال در زمینه تشخیص بیماری اصلا مناسب نبود بیشتر این اینترنت برای کسی کمک کننده هست که یه علمی داره و مثلا بین چند تا تشخیص گیر کرده به درد کسی میخوره که می‌دونه کجا دنبال چی بگرده برای تشخیص گذاری صرف علائم و تصویر ضایعه به خصوص توسط کسی که علم نداره اصلا جواب نیست و این نشون میده خیلی راه هست تا این هوش مصنوعی برا خودش طبابت کنه

در همین زمینه یه اتفاق دیگه هم امروز افتاد به مادرم گفتم رفته بودم داروخانه چیزی نمی خواستی برات بگیرم اونم اومد گوشی اش رو باز کرد گفت اینو بگیر همسایه ها و خاله ات خریدند استفاده میکنند میگن دیگه پامون درد نمیکنه منم نگاه کردم دیدم مکمل برای خانوم های یائسه هست رفتم سرچ کردم دیدم توش کلسیم و ویتامین دی داره و سویا و یه چیز دیگه به مادرم میگم مادر من تو ده ساله داری خودت کلسیم و ویتامین دی میخوری و هر شش ماه آزمایش میدی مادر من شما روماتیسم داری مگه همسایه ها و خاله روماتیسم دارند؟ مگه قبول میکرد؟ نه حالا تو بگیر میگن خیلی گرون هم هست میگم حالا کلسیم و ویتامین دی خودت رو بخور تموم شد بعد ، دچار مسمومیت میشی ها خب اونا کمبود کلسیم و ویتامین دی داشتند ولی تو نداری .... آخر سرم قبول نکرد حرفم رو باز گفت حالا بگیر یه ورق بخورم 😅

حالا اینارو گفتم که بگم اغلب اینطوری نیست که بگیم درد زانو داری فلان دارو رو بخور گلوت درد می‌کنه فلان دارو رو بخور اینا همش برای تبلیغات هست وگرنه شرایط هر بیمار خاص خودش هست و در نهایت حرف افراد غیر متخصص رو بی چون و چرا قبول نکنید چه همسایه باشه چه اینترنت ! بعضی وقت ها عواقب جبران ناپذیر داره

در جستجوی معنا

کتاب در جستجوی معنا بی نهایت جذاب بود برام و دوست دارم بارها بخونم اش تا حرفاش در عمق جانم نفوذ کنه برای کسایی که دچار «خلا درونی» هستند و به دنبال معنای زندگی هستند یا سختی زیادی در زندگی متحمل اند و خدای نکرده به پایان زندگی خودشون فکر میکنند شدیداً توصیه میکنم که مطالعه کنند این کتاب رو ...

در ادامه بخشی از کتاب رو براتون میارم :

طبق آموخته های معنا درمانی ، سه راه اصلی برای رسیدن به معنای زندگی وجود دارد .اولین راه انجام کار یا خلق یک اثر است . راه دوم تجربه چیزی یا آشنا شدن با شخصی هست و مهم ترین روش برای یافتن معنا راه سوم است با روش نگرشی که در مقابل رنج کشیدن غیر قابل اجتناب داریم

در ادامه نویسنده راجب سه گانه ی غم که درد و گناه و مرگ هست توضیح میده و در نهایت میگه که

در حقیقت فرصت شما برای انجام کار درست و رسیدن به معنای زندگی ارتباط مستقیمی با غیر قابل برگشت بودن زندگی دارد... در گذشته هیچ چیز برگشت ناپذیری برای همیشه از بین نمی رود بلکه برعکس ، همه چیزهای برگشت ناپذیر به طور کامل ذخیره می شوند . مطمئنا ، مردم تمایل دارند که تنها سمت گذرای چیزها را دیده و انبار خاطرات گذشته را که محصول زندگی شان هست به طور کامل نادیده گرفته و فراموش کنند . این انبار ها شامل کارهای انجام شده ، عشق های تجربه شده ، و در آخر رنج های ست که با قدرت تمام متحمل شده اند . همانطور که زندگی تحت هر شرایطی ، حتی موارد بد ، به طور بالقوه معنادار می ماند ارزش هر کسی نیز همیشه با او خواهد بود. و این اتفاق به این دلیل رخ می دهد که آن فرد در گذشته به ارزش های رسیده و آن هارا ثبت کرده است. به همین دلیل منوط به سودمند بودن یا نبودن آن در زمان حاضر ندارد .

پ.ن: اخیرا به لطف دوستی مطالب یه وبلاگ ده ساله در اختیارم قرار داده شده با خواندنش که به صورت خاطرات روزمره ، علایق و افکار اون شخص نویسنده وبلاگ هست بیشتر متوجه این موضوع شدم که چقدر خاطرات گذشته ارزشمند هستن و با گذر زمان انگار مثل یک عتیقه ارزش اشون بیشتر میشه و چقدر محیط بلاگفا به ما در حفظ این گنجینه ارزشمند برای آینده کمک می‌کنه ( آیا آدرس اون وبلاگ رو در اختیارتان قرار می دهم ؟ نه عمرا ! 😌)

پ.ن ۲: در شهر من برف سنگینی باریده که بی سابقه بوده سنگینی برف رو قلبم سنگینی کرد از خستگی هل دادن ماشینمون که تو برف مونده بود تمام بدنم درد می‌کنه درخت ها دارند زیر بار سنگینی برف می‌شکنند هوا خیلی سرده و طبیعت سفید پوش شده

سندرم پیش از قاعدگی یا PMS

سندرم پیش از قاعدگی یا PMS مجموعه ای از علائم فیزیکی و رفتاری هست که به صورت مکرر در نیمه دوم سیکل قاعدگی به خصوص پنج روز قبل از قاعدگی رخ می دهد و با اختلال عملکرد در برخی از جنبه های زندگی خانوم ها همراه هست معمولا بعد از بیست سالگی رخ می دهد و نزدیک به زمان یائسگی تشدید می یابد

فرم شدید PMS هم PMDD نام دارد که علائم عصبانیت و تحریک پذیری و اضطراب برجسته تر می باشد حتی افکار خودکشی نیز ممکن است وجود داشته باشد .

علایم مهم PMS شامل افسردگی ، تحریک پذیری و اضطراب و درد پستان و نفخ و ورم و سردرد می باشد علامت ها باید به نحوی عملکرد را مختل کند و علایم باید با قاعدگی یا مدت کوتاهی پس از آن برطرف شود

برای تشخیص قطعی PMDD

حداقل یک علامت از علائم زیر باید وجود داشته باشد:

●نوسانات خلقی، غم و اندوه ناگهانی، افزایش حساسیت به طرد شدن

●خشم، تحریک پذیری

●احساس ناامیدی، خلق افسرده، افکار انتقادی از خود

● تنش، اضطراب

یا پنج علامت زیر وجود داشته باشد:

●مشکل در تمرکز

●تغییر اشتها، هوس غذایی( ویار 🙂) ، پرخوری

●کاهش علاقه به فعالیت های معمول

●خستگی آسان، کاهش انرژی

●احساس خارج از کنترل بودن

●حساسیت پستان ، نفخ، افزایش وزن، یا درد مفاصل/عضلات

●زیاد خوابیدن یا کم خوابی

در میان این علائم، تحریک پذیری قبل از قاعدگی شایع ترین علامت هست. علائم باید در اکثر سیکل های قاعدگی که در یک سال رخ داده اند وجود داشته باشد و علائم باید با ناراحتی قابل توجه یا تداخل با فعالیت های معمول (مانند کار، مدرسه، زندگی اجتماعی) همراه باشد.

درمان سندرم پیش از قاعدگی در موارد خفیف شامل اصلاح سبک زندگی و ورزش و استفاده از تکنیک های ریلکسیشن , تراپی و در موارد متوسط و شدید استفاده از داروی های ضد افسردگی در نیمه دوم سیکل یا موقع شروع علایم یا مصرف مداوم و روزانه می باشد.

∆ مصرف داروهای ضد افسردگی در نیمه دوم سیکل قاعدگی (از روز ۱۴) تا هنگام قاعدگی ، معادل مصرف روزانه داروهاست

∆ مصرف داروهای ضد بارداری ترکیبی در افرادی که تمایلی برای بارداری ندارند کمک کننده هست ولی به اندازه داروهای ضد افسردگی موثر نیست و بیشتر روی علایم جسمانی موثر هست

∆ اگر علایم تا چند روز اول قاعدگی هم ادامه پیدا کنه مصرف داروها رو چند روز بیشتر تا رفع علایم ادامه می دهیم

∆ گیاه پنج انگشت یا ویتاگنوس هم در تحقیقات خیلی موثر بوده ولی تحقیقات محدود و کم هست فعلا نیاز داره بیشتر روش تحقیق بشه در بازار دارویی ایران هم موجود هست

تغییر محیط ، دیدگاهتان را تغییر می دهد

اگر بی احترامی را تحمل کنید ، به شما بی احترامی خواهد شد

اگر تاخیر و بدقولی را تحمل کنید ،آن ها در قرار هایتان تاخیر میکنند

اگر دستمزد پایین و کار خارج از توان را تحمل کنید ، این موضوع ادامه خواهد یافت

اگر اضافه وزن ، خسته بودن و... را تحمل کنید همیشه همین طور خواهد بود

در واقع شما در زندگی چیزهایی را به دست می آورید که می پذیرید و فکر می کنید لایق شأن هستید

پ.ن: مطلب قابل تاملی بود برام از کتاب اثر مرکب

بیماری پاژه نوک پستان

در سال 1874، دکتر جیمز پاژت 15 زن مبتلا به زخم مزمن نوک پستان رو معرفی کرد که همگی در طی دو سال به سرطان سینه مبتلا شدند . زخم شبیه اگزما در نوک پستان و هاله اطراف آن با ترشح زیاد و شفاف زرد رنگ توصیف شد. در نهایت، این بیماری به عنوان بیماری پاژه پستان شناخته می شود. در حالی که پاژت معتقد بود که تغییرات نوک پستان خوش خیم هستند، کشف شد که سلول های مشخصه در اپیدرم نوک پستان (سلول های پاژت) در واقع بدخیم هستند.

بیماری پاژه نوک پستان حدود ۳ درصد از سرطان های پستان رو شامل میشه بیمار از خارش و سوزش و درد نوک پستان شکایت داره و اغلب با یک التهاب پوستی ساده اشتباه میشه و این بیماران به درمان با پماد و کرم های موضعی پاسخ نمی دهند و این موضوع موجب تاخیر در تشخیص و درمان بیماری میشه به خاطر همین در صورت شک بالینی به این بیماری باید سریعا تحت نمونه برداری قرار بگیرند و اگر تشخیص قطعی شد کاندید جراحی می شوند

بیماری می‌تونه به شکل یه زخم یا پوسته ریزی یا التهاب پوستی همراه با ترشحات زرد رنگ در نوک پستان خودش رو نشون بده بیماری رفته رفته گسترش پیدا می‌کنه و ممکنه همراه با فرو رفتگی نوک پستان و ترشحات خونی باشه

در ادامه عکس هاشو به صورت لینک براتون میگذارم هر کس مایل بود باز کنه ببینه

https://uploadkon.ir/uploads/27d228_25Paget-Disese-of-the-Nipple.jpg

https://uploadkon.ir/uploads/61f028_25m-usat2-c094f002.png

https://uploadkon.ir/uploads/adc028_25paget-01-2615addf7111d83624b7a7a5f3466fb3.jpg

https://uploadkon.ir/uploads/1c2628_25paget-02-fee391183f15cb4d62773032fe0be92d.jpg

وداع

بعد از دو سال که در مرکز بهداشت این روستا بودم بالاخره وقتش رسید که برای همیشه ترک اش کنم قبل از اینکه انتقالم قطعی بشه همش خدا خدا میکردم زودتر برم از این روستا ولی روزی که قرار شد روستا رو ترک کنم بدجوری دلم گرفت و تازه فهمیدم وای چقدر قراره دلتنگ اینجا بشم دلم برای پسر سرایدارمون که سه سالشه تنگ میشه همیشه وقتی ناراحت بودم می اومد بغلم میکرد می‌گفت تو گل منی البته به زبان ترکی خودمون ... دلم برای اقدس خانوم پیر زن روستا که باهم دوست شده بودیم تنگ میشه وقتی بهش گفتم میرم دیگه از این روستا باور نکرد گفت باشه میری دوباره برمی‌گردی هفته ی آخر که روستا بودم منو و بابام رو دعوت کرد برای شام خونشون چقدر بهمون خوش گذشت روز آخر هم اومده بود مرکز بهداشت برای بدرقه من هدیه آورده بود و سرماخوردگی بدی هم گرفته بود

روز آخر وسایلم رو داشتم جمع میکردم و پانسیون رو تمییز میکردم که همکارا صدام کردند اومدم پایین برام داشتند جوجه ، کباب میکردند و یه هدیه بزرگ گرفته بودند که بعدا معلوم شد تابلو سه تیکه هست با طرح گل ، کیک و میوه اینا هم گرفته بودند خلاصه برام یه جشن حسابی گرفتند آخر سرم دو تا لوح تقدیر بهم دادند یکی از طرف همکاران مرکز یکی هم از طرف شورا و دهیاری روستا

پسر سرایدارمون وقتی بهش گفتم میرم دیگه نمیام اینجا بهم گفت قراره برف بیاد ها زود برگرد اونوقت صدات میکنم بیای با هم برف بازی کنیم( آخه همون هفته با هم آدم برفی درست کرده بودیم ) اینو که گفت کم مونده بود گریه کنم دلم برای همکاران مرکز بهداشت هم تنگ شده چه خاطراتی با هم داشتیم هیچ وقت فراموش نمی کنم

پ.ن:

هرگونه رشدی نیازمند وداع است،
وداع با تفکرات سابق،
با ارزش‌های سابق،
با رفتارهای سابق،
با عشق‌های سابق،
و هویت سابق تان.

برای همین است که رشد، همیشه با چاشنی اندوه همراه است.