یه کم پیش موبایلم زنگ خورد رفتم جواب دادم دیدم خواهر کوچیکم چه گریه و زاری می‌کنه پشت تلفن ، خیلی ترسیدم گفتم نکنه اتفاقی برای کسی افتاده باشه خواهرم بین گریه های خودش بهم گفت که امروز تو مدرسه روی میز تک صندلی اش نقاشی گل و شکلات کشیده بعد مدیر مدرسه شون از اونجا که داخل هر کلاس دوربین گذاشته این صحنه رو که می بینه زنگ میزنه مامان من که دخترت بیا ببین چیکار کرده به اموال دولتی و بیت المال آسیب زده من حالا میخواستم از انضباط اش کم کنم و این حرفااااا بعد خواهرم رو در خانه کلی حرف بارش میکنند که تو مگه وحشی هستی اینکار هارو می‌کنی ؟ تو مگه وقت داری واسه اینکارا تو مدرسه چرا درس نمی خونی ؟ فردا بخوای مثلا دانشگاه فرهنگیان بری انضباط ات کم باشه دانشگاه قبولت نمیکنه و تو هیچی نمیشی و از این حرف ها و باید بری از مدیر معذرت خواهی کنی و خواهرم هم میگه مگه من چیکار کردم که برم از مدیر معذرت خواهی کنم بابام هم میگه بهش که حالا کار اشتباهی کردی ادعات هم میشه برو خجالت بکش ..‌‌. خلاصه عوض اینکه باعث آرامش خاطر خواهر من که کنکوری هست بشوند بدتر اعصابش رو خورد میکنند و این پدر و مادر من فکر کردند با این رفتارشون فردا پس فردا مشکلی برای خواهر من پیش بیاد یا اشتباهی تو زندگیش داشته باشه میاد به پدر و مادرم میگه ؟ نه معلومه که نه وقتی برای چیزهای کوچیک حمایت نمیشه ازش ... الان پدر من میگه برو پیگیر باش چرا زیر بار حرف زور میری چرا نمیری مثلا با رییس شبکه معاون شبکه دعوا کنی چرا قبول می‌کنی فلان شیفت رو بری چرا ؟ چون از بچگی بهم یاد دادین این شکلی باشم آخرشم بابت داشتن بچه های موفق خصوصا من به خودشون افتخار میکنند و همه ی اشتباهات ما هم تو زندگی برای ماست و افتخارات و موفقیت ها حاصل تلاش های پدر و مادر که اگه ما نبودیم شما به اینجا نمی رسیدید واقعا خسته شدم هیچ کس روح و روان آزرده منو نمی‌بینه دیگه سخته ببینم همون پروسه داره برای خواهر کوچکترم تکرار میشه نمی دونم چی بگم پدر و مادر آدم که عوض نمیشن فقط از ته قلبم دعا میکنم اون مدیر مدرسه برکنار بشه از کارش و یه روز همون جوری که باعث شد خواهر کوچیکم من اشک بریزه اونم گریه کنه ... ما بچه بودیم تیزهوشانم درس می‌خواندیم روی میزو صندلی هم می نوشتیم ‌‌ولی کسی این رفتار هارو نمی‌کرد با ما انگار پادگانه! خانم دوربین کار گذاشته تو هر کلاس و دانش آموزان حتی حق ندارند مقنعه اشون رو توی کلاس باز کنند زنیکه روانی ... خیر سرش مدیر مدرسه نمونه دولتی هست

قتل پزشک متخصص قلب  در یاسوج

حدودا ۳سال پیش حوالی صبح آقایی میانسال با درد تیپیک قفسه سینه به اوراژنس مراجعه میکنند که در بد‌و ورود توسط پرستارCPR نوار قلب گرفته شده و به سمع و نظر متخصص طب اورژانس و آنکال قلب(دکتر داودی)رسانده میشود

نوار قلب نشان دهنده سکته قلبی وسیع بوده که بلافاصه داروهای statرا دریافت نموده و آنکال دستور تجویز رتپلاز(داروی از بین برنده لخته خون)میدهند.

در حین دریافت دوز stat رتپلاز بیمار ارست می کند که به مدت ۴۵دقیقه توسط تیم احیا بیمارستان ،CPR میشوند و متاسفانه باتوجه به گستردگی سکته قلبی ،cpr موفقیت آمیز نبوده وبیمار از دست می رود .

بعد از فوت بیمار خانواده ایشان با مقصر دانستن پرسنل درمانی در فوت جوانشان به صورت مکرر کادر درمان بیمارستان را مورد تهدید قرار دادند.

دادگاه و کمیسیون رسیدگی به تخلفات پزشکی هرگونه قصور پزشکی در مرگ بیمار را رد کردند تهدید ها ادامه داشته تا نیمه شب دیشب که برادر فرد متوفی جلوی درب منزل مسکونی پزشک متخصص قلب مورد ذکر حضور پیدا کرده و با اسلحه کلاشینکف ایشان را به قتل رسانده و ضربات متعدد چاقو نیز بر پیکر بی جان ایشان وارد میکنند.

با شنیدن این خبر به قدری حالم بد شد که حتی نتونستم ناهار بخورم بیشتر از این خبر تلخ بسیار مردمی که کامنت گذاشتن زیر پست های این خبر و گفتن که چرا زود قضاوت کنیم ؟ حتما پزشک مقصر بوده ،‌ حقش بوده !!!

این نفرت از جامعه پزشکی از کجا نشأت میگیره؟ چرا رسانه ملی این اخبار رو منتشر نمی کنه ؟

با این شرایط چرا برم رشته های پر ریسک تخصص بخونم که بیمارانش شرایط حیاتی و اورژانسی دارند ؟ چرا برم بیمارستان کار کنم ؟ میرم یه رشته لوکس و راحت میخونم که استرس و فشار روانی نداشته باشه کارم و مردم بمونند بدون متخصص قلب و طب اورژانس و جراحی و زنان و داخلی و....

واقعا فرق می‌کنه کجا کار کنی ! بعضی جاها اصلا مردم اش معروف اند به دعوا و درگیری و نزاع و وحشی گری این جا ها پزشک نباید بره خدمت کنه چون جون خودش عزیز تره ... باید پزشک ها و کادر درمان اون منطقه حق توحش بگیرند !

پزشک واقعا تقدیر آدم ها رو مشخص نمیکنه مرگ و زندگی در اصل دست خداست نعوذ بالله جای خدا نشستیم

حاملگی

امروز یه زوجی به من مراجعه کردند آقای ۵۷ ساله که خانومش یک و نیم سال پیش فوت کرده با یه خانومی تازه ازدواج کرده که ۴۴ سالش هست و مجرد بوده و هنوز امکان بارداری داره این ها یه مدت قبل برای باز کردن پرونده پیش از بارداری به من مراجعه کردند و من با توجه به سن خانوم و خونریزی های نامنظم ماهانه اش فرستادم اش پیش فوق تخصص ناباروری چون خانوم تمایل به بارداری داشت فوق تخصص زنان هم فرستاده خانوم رو پیش متخصص قلب، متخصص قلب هم گفته با توجه به اینکه تنگی قابل توجه دریچه قلبی (میترال) داره بارداری براش پر ریسک هست بعد اومدن همه این هارو به من نشان می دهند منم به خانوم میگم که حاملگی برات پر ریسکه ممکنه جونت به خطر بیفته باید بپذیری و‌ از خیرش بگذری آقا خودش سه تا بچه از زن قبلی اش داره می‌گفت که من نمی‌گم که خانوم حامله نشه برای سلامتی خودش میگم چون زن قبلی خودم از خونریزی مغزی به واسطه فشار خون مرده نمی خوام برای ایشون هم اتفاق بدی بیفته کلا در طول مکالمه آقا اصرار داشت من خانوم رو توجیه کنم که نمی تونه حامله بشه خانوم هم می‌گفت من دوست دارم با به خطر انداختن جان خودمم که شده بچه خودم رو داشته باشم منم یه عالمه حرف زدم آخر سر خانومه شرایط اش رو قبول کرد گفت پس چیکار کنم حامله نشم؟ منم پیشنهاد دادم آقا بره عمل وازکتومی کنه

بعد شب هی از ذهنم می‌گذشت این خانومه ،که یهو به این فکر کردم که رحم اجاره ای برای این خانوم گزینه مناسبی هست و تعجب کردم که چرا متخصص زنان بهش نگفته بعد وظیفه خودم دونستم که بیام به خانومه اطلاع رسانی کنم که همچین چیزی هست حتی اگه شوهرش از حرف من خوشش نیاد الانم زنگ زدم به خانومه شوهرش برداشت همین که گفتم یه راهی هست که خانومت بتونه حامله بشه گفت نه منم گفتم می‌خوام با خانومت صحبت کنم باید بهش بگم وظیفه دارم منم به خانومه راجب رحم اجاره ای توضیح دادم .حالا شاید بعداً برام این موضوع دردسر بشه و یه دعوای خانوادگی راه بیفته ولی باز به نظرم کار خوبی کردم گفتم

پ‌ن: اصلا نمی خوام متخصص زنان بشم فشار روانی زیادی داره

شرایط و نحوه اندازه گیری فشار خون

با توجه به اینکه با اندازه گیری ساده فشار خون ما تشخیص فشار خون میگذاریم و فرد باید تا آخر عمرش دارو مصرف کنه این موضوع اهمیت زیادی داره

جالبه مطالبی که می‌خوام ذکر کنم در بعضی موارد حتی برای خودمم تازگی داشت

بهترین روش اندازه گیری فشار خون استفاده از دستگاه های خودکار ی هست که در طی 24 تا 48 ساعت به صورت خودکار هر 15 تا 20 دقیقه در طول روز و هر 30 تا 60 دقیقه در طول شب فشار خون رو اندازه می‌گیرند که آستانه تشخیص فشار خون بالا در این موارد پایین تره ( بیشتر مساوی ۱۳۰/۸۰ رو در این مدل اندازه گیری درمان میگذاریم )

دومین روش اندازه گیری فشار خون ، اندازه گیری فشار خون در منزل هست به شرطی که از تکنیک درست برای اندازه گیری استفاده بشه به این صورت که دو بار هنگام صبح و دو بار عصر فشار خون گرفته میشه به مدت یک هفته و بعد میانگین این فشار خون هارو در نظر میگیریم ( در این مدل بیشتر مساوی ۱۳۵/۸۵ رو درمان میگذاریم ) استفاده از فشار سنج های دیجیتالی در این مدل اندازه گیری با توجه به نحوه استفاده آسان اش توصیه میشه ولی فشار سنج های دیجیتالی که مچی هستند دقیق نیستند

خوبی این روش برای اینکه ۲۰درصد از فشار خون های بالای ما به خاطر پدیده ترس از روپوش سفیده که در مطب بالاتره فشار خون و یه فشار خون بالای کاذب داریم و ده درصد موارد هم بیمار فشار خونی مخفی داریم که تو مطب فشار خونش رو میگیریم نرماله

سومین روش اندازه گیری فشار خون در مطب هست که بازم با یه بار فشار خون بالا تشخیص نمی گذاریم باید حداقل در دو روز متفاوت و هر روزش حداقل دو بار اندازه گرفته بشه ( در این مدل اندازه گیری بیشتر مساوی ۱۴۰/۹۰ رو درمان میگذاریم )

فشار خون از کدوم دست اندازه گرفته بشه ؟ برای اولین باری که میخواهیم تشخیص بگذاریم از هر دو دست باید فشار گرفته بشه( نباید اختلاف فشار خون دو دست از یه حدی بیشتر باشه قبلا در این مورد مطلب گذاشتم وبلاگم) بعد در دفعات بعد از دستی که همیشه فشار رو یه کم بالاتر نشون میده اندازه میگیریم ( مورد بوده مراجعه کننده براش تو سیستم چهار سال قبل بیماری فشار خون ثبت شده و خودش اصرار که من بیماری فشار خون ندارم بهورز هم فشار خون اش رو گرفته میگه نرماله خانوم دکتر ۱۳۰/۸۰ منم اومدم گفتم باشه از کدوم دست فشار گرفتن میگه چپ منم میگم خب دست راستت رو بیار از اونم فشار بگیرم گرفتم دست راستش ۱۴۰/۸۰ و واقعا بیماری فشار خون داشت )

یه مورد فشار خون هم داریم بهش میگیم فشار خون شبانه (موقع خواب )که تشخیص اش فقط با دستگاه خودکار فشار خون ۲۴ ساعته هست که راجبش توضیح نمیدم ولی برای خودمم جالب بود

هر ۶ ماه دستگاه اندازه گیری فشار خون باید از نظر اینکه درست کار می‌کنه یا نه بررسی بشه ( برای من پیش اومده یه روز داشتم فشار بیمارانم رو می‌گرفتم دیدم هر فشاری رو که من میگیرم زیادی بالاست و بهورز قبلش گرفته بوده کمتر گزارش کرده سر همون شک میکنم زنگ میزنم پرستار با فشار سنج خودش بیاد فشار هارو بگیره که معلوم میشه بله دستگاه فشار سنج من خراب شده ! )

شرایط اندازه گیری فشار خون به این صورت هست که بیمار حداقل سی دقیقه قبل اندازه گیری نباید سیگار کشیده باشه یا فعالیت بدنی شدیدی داشته باشه یا چای و قهوه مصرف کرده باشه و حداقل یه پنج دقیقه هم باید بشینه استراحت کنه بعد در یک محیط آروم فشار بگیریم بازوی بیمار که برای اندازه گیری فشار خون انتخاب میکنیم باید بدون لباس باشه (اکثرا رعایت نمی کنیم و بعضی ها کلی لباس پوشیدن و در تلاش اند با بالا دادن آستین لباس بتونیم فشار خون بگیریم که با اون حجم لباس, فشاری که در اثر جمع شدن به دور بازو میاره فشار خون رو بالاتر نشون میده ) و اگه بیماری دیالیز میشه نباید از دستی که فیستول داره فشار بگیریم و بیمار که آرنج اش رو میگذاره روی میز برای اندازه گیری فشار خون باید آرنج در امتداد قلب باشه و فشار سنج باید ۲.۵ سانت بالاتر از چین آرنج بسته بشه
انتخاب فشار سنج مناسب هم مهمه از نظر طول و عرض کیسه بادشونده اش البته ما انتخابی نداریم معمولا در مراکز و بیمارستان ها همون یدونه فشار سنج اشون هم کار کنه خدارو شکر میکنیم ( فشار سنج اطفال مرکز ما هم خرابه )

نکته مهمی که بهش توجه نمیشه اینکه در ابتدا فشار سنج رو تا چه درجه ای باد کنیم ؟ من خودم همیشه تا دویست میرم مریض هم اذییت میشه ولی درستش اینه که اول نبض بیمار رو بگیریم بعد فشار سنج رو باد کنیم تا دیگه نبض رو حس نکنیم بعد هر درجه ای که تو اون لحظه فشار سنج نشون داد سی تا میگذاریم روش و این میشه حد نهایی ما برای باد کردن فشار سنج بعد باید باد فشار سنج رو خالی کنیم و دوباره فشار بگیریم نکته مهم اش اینجا هست که اهمیت این موضوع به خاطر پدیده وقفه حین شنیدن با گوشی هست یعنی ممکنه کم باد کنی کاف رو بعد تو اون وقفه بیوفتی و فشار رو کمتر گزارش کنی( یعنی اول یه صدا ضربه می‌شنوی بعد یه وقفه سکوت ممکنه باشه بعد دوباره صدا ضربه بشنوی ) نمی دونم متوجه شدید یا نه چی میگم( این وقفه هم می‌تونه به خاطر سختی عروق شریانی و بیماری های آترواسکلروتیک باشه )

بعد اولین صدایی که شنیدیم به صورت دو ضربه متوالی میشه فشار خون بالامون(سیستولیک ) و آخرین ضربه ای که میشنویم و صدا قطع میشه میشه فشار خون پایین امون( دیاستولیک ) و سرعت باز کردن و خالی کردن باد فشار سنج در حدود ۲تا ۳ درجه (میلی متر جیوه ) در هر ثانیه هست

نکته جالب دیگه این هست که آخر سر که صدا قطع میشه یه ذره قبلش خیلی ضعیف میشه صدا تو بعضی افراد این نقاط خفه شدن صدا و خیلی ضعیف شدن صدا از هم دور اند مثلا تو نارسایی دریچه آئورت قلب این خفه شدن صدا رو اصلا نداریم فقط صدا خیلی ضعیف میشه

من همیشه فشار خون و نبض رو با هم میگیرم که خیلی کمک کننده هست برای ارزیابی فشار خون ، یه بار که داشتم فشار خون بیمار رو می‌گرفتم دیدم نبض اش زیر دستم خیلی نامنظم هست یدونه میزد دو تا نمیزد 😅 هیچی بعدش فرستادم بیمار رو بره نوار قلب بگیره که معلوم شد بله آریتمی داره و قلبش نامنظم میزنه شما هم به این نکته توجه کنید

اگه فشار خون رو اندازه گرفتید بالا بود خواستید دوباره فشار خون رو بگیرید باید یه دو دقیقه صبر کنید

در افرادی که سن بالای ۶۰ سال دارند یه کم آستانه تشخیص فشار خون رو بالاتر در نظر بگیرید و در کنترل کردن فشار خون اشون هم سختگیر نباشین

پ.ن : باز سوالی نکته ای بود کامنت کنید ☺️

پ.ن: ببینید یه اندازه گیری فشار خون اینهمه نکته داره و یه زمان یک الی دو دقیقه ای نیاز داره بعد بیماران انتظار دارند زمان ویزیت اشون پنج دقیقه هم طول نکشه ( البته برای ویزیت بقیه بیماران این انتظار رو دارند ) در بیمارستان ها هم یه قسمت هست به اسم تریاژ که بیماران اورژانس رو سطح بندی میکنه باید علایم حیاتی اتون قبل ویزیت پزشک اورژانس اونجا گرفته بشه

پ.ن: خیلی از این مسائل رعایت نمیشه من خودم دروغ چرا یه وقت ها به خاطر اینکه سرم شلوغ بوده و خسته شدم از دو دست فشار نگرفتم یا از روی لباس فشار گرفتم یا فشار سنج رو پایین تر بستم این ها همه به خاطر فشار کاری هست وگرنه پزشکان و کادر درمان اصول کلی نحوه اندازه گیری فشار خون رو میدانند

شیفت اورژانس

فکر کنم بعد حدود یه سال که نرفتم اورژانس کار کنم امروز معاون شبکه زنگ زد خواهش و اصرار که بیا شیفت اورژانس وایستا پزشک نداریم اصلا برای شیفت شب منم دیگه در رودربایستی قبول کردم برام دعا کنید شیفت خوبی داشته باشم استرس دارم

نقد فیلم کیک محبوب من

با توجه به تعاریفی که از این فیلم شنیدم و هنجارشکنی که در فیلم شده بود خیلی برام جذاب به نظر می اومد که زودتر ببینم اش

فیلم شروع خیلی خوبی داشت و با توجه به اینکه حجاب در داخل خونه رعایت نشده بود خیلی ملموس تر و واقعی تر بود و موضوع خیلی جذابی هم داشت که حداقل من تا حالا ندیدم در فیلمی بهش توجه شده باشه اونم تنهایی عمیق یه پیر زن به اسم مهین بود که شوهرش سی سال پیش مرده بود و بچه هایش مهاجرت کرده بودند و هر از گاهی با دوستاش دورهمی برگزار می کردند بازیگر زن نقش اول فیلم هم خیلی درخشان بازی کرده بود و خود خانومه هم تپل مپل و دوست داشتنی و خوشگل بود

نقش اول مرد هم آقای محرابی بودند که ایشون هم واقعا زیبا بود بازی شون

فضای خونه ی مهین خانوم هم خیلی قشنگه

در ادامه مهین به جایی میرسه که تصمیم میگیره خودش بره بیرون از خونه و با مردی آشنا بشه تا دیگه تنها نباشه تا اینجاش خوب بود و نشون دهنده ی جسارت و تلاش برای رهایی از تنهایی بود ولی بقیه داستان خیلی سریع اتفاق میوفته رفتار پیر زن و پیر مرد داستان امون شبیه دختر بچه های ۱۴ ساله که گرفتار عشق سوزانی شدند عجولانه هست و ذره ای تردید در دو طرف نیست که شاید طرف مقابل دیوانه ، دزد و.... باشه و چقدر اعتماد سریع حاصل میشه که از دو نفر انسان دنیا دیده ، بعیده و هنجار شکنی های بعدی که در فیلم صورت میگیره برای من زیادی بود اگه همون چیزهارو در فیلم های کشور های دیگه ببینم حتی خیلی بیشتر اش رو باهاش راحتم شاید چون از دل کشوری که توش بزرگ شدم فیلم ساخته شده که توش این دست مسائل نشون داده نمیشه

یه مسئله دیگه که خیلی اذییتم کرد این بود که واضحا داشت به اسلام و حکومت اسلامی حمله میشد اونو بد جلوه میداد فقط هم مسئله حجاب اجباری نبود مثلا یه جای فیلم برمیگرده آقاهه میگه که خانوم قبلی من رو مامانم برام پیدا کرده بود و همش بهم گیر میداد که روزه بگیر نماز بخون ... خب دیگه با روزه و نماز چیکار دارید ! یا همسایه مهین خانوم که یه خانوم محجبه بود آدم فضول و نچسبی بود ( خب این تصویری بود که میخواستن از قشر محجبه در ذهن ها ایجاد کنند )

پایان بندی فیلم هم خیلی دور از انتظار و عجیب بود برام نمی دونستم چه لزومی داره اینشکلی تموم شه! شاید برای اینکه جایزه بیاره نمی دونم

به هر حال در پس زمینه فیلم هدف تخریب اسلام و حکومت اسلامی موج میزد ولی موضوع خیلی قشنگی داشت و بعضی از هنجار شکنی هاش باعث شده بود ملموس تر بشه ولی دیگه بقیه اش زیادی بود به نظرم بهتر بود روند فیلم ملایم تر بود به نظر میرسه کل فیلم در چند روز فیلم برداری شده باشه فکر کنم به خاطر محدودیت های فیلم بود

پ.ن: شما هم اگه فیلم رو دیدید نظرتون رو اعلام کنید

پ.ن: کیک محبوب من هم استعاره ظریفی داره محبوب من میتواند منظورش مستقیم همون آقا باشه یا استعاره از گل محبوبه شب که آقا فرامرز میخواست بکاره در باغچه مهین خانوم و الان آقا فرامرز برای مهین خانوم همون گل محبوب شب هست ( کسی فیلم رو دیده باشه میفهمه چرا اینو میگم )

داستان

پیرمردی یه اسب پیری داشت که سر گذاشت به بیابون و رفت.
همه همسایه ها جمع شدند تو خونش گفتند : عجب پیرمرد بدشانسی
پیرمرد گفت : معلوم نیست خوش شانسی باشه یا بد شانسی فقط خدا میدونه.
دوازده روز بعد اسب پیر برگشت ، هشتاد تا اسب جوون و وحشی رو با خودش آورد.
همسایه ها جمع شدند تو خونش گفتند : عجب‌ پیرمرد خوش شانسی
پیرمرد گفت : معلوم نیست خوش شانسی باشه یا بدشانسی فقط خدا میدونه
چند روز بعد بچه این پیرمرد یکی از اسب هارو داشت رام میکرد که اسبه میزنتش زمین و پاش میشکنه. همسایه ها جمع میشن خونش میگن : عجب پیرمرد بد شانسی
پیرمرد میگه : معلوم نیست خوشبختی باشه یا بدشانسی فقط خدا میدونه
چند روز بعد مامور های دولت اومدند جوون هارو گرفتن ببرن سربازی ، همه رو بردن جز این که پاش شکسته بود
همسایه ها جمع شدن خونش گفتند : عجب پیرمرد خوشبخت و خوش شانسی
و پیرمرد درجواب گفت : معلوم نیست خوشبختی باشه یا بدشانسی فقط خدا میدونه
فقط خدا میدونه
فقط خدا میدونه

هیچ حادثه ای به ذات در آنِ واحد ، تعلقی به خیر یا شر نداره.