امروز یه زوجی به من مراجعه کردند آقای ۵۷ ساله که خانومش یک و نیم سال پیش فوت کرده با یه خانومی تازه ازدواج کرده که ۴۴ سالش هست و مجرد بوده و هنوز امکان بارداری داره این ها یه مدت قبل برای باز کردن پرونده پیش از بارداری به من مراجعه کردند و من با توجه به سن خانوم و خونریزی های نامنظم ماهانه اش فرستادم اش پیش فوق تخصص ناباروری چون خانوم تمایل به بارداری داشت فوق تخصص زنان هم فرستاده خانوم رو پیش متخصص قلب، متخصص قلب هم گفته با توجه به اینکه تنگی قابل توجه دریچه قلبی (میترال) داره بارداری براش پر ریسک هست بعد اومدن همه این هارو به من نشان می دهند منم به خانوم میگم که حاملگی برات پر ریسکه ممکنه جونت به خطر بیفته باید بپذیری و‌ از خیرش بگذری آقا خودش سه تا بچه از زن قبلی اش داره می‌گفت که من نمی‌گم که خانوم حامله نشه برای سلامتی خودش میگم چون زن قبلی خودم از خونریزی مغزی به واسطه فشار خون مرده نمی خوام برای ایشون هم اتفاق بدی بیفته کلا در طول مکالمه آقا اصرار داشت من خانوم رو توجیه کنم که نمی تونه حامله بشه خانوم هم می‌گفت من دوست دارم با به خطر انداختن جان خودمم که شده بچه خودم رو داشته باشم منم یه عالمه حرف زدم آخر سر خانومه شرایط اش رو قبول کرد گفت پس چیکار کنم حامله نشم؟ منم پیشنهاد دادم آقا بره عمل وازکتومی کنه

بعد شب هی از ذهنم می‌گذشت این خانومه ،که یهو به این فکر کردم که رحم اجاره ای برای این خانوم گزینه مناسبی هست و تعجب کردم که چرا متخصص زنان بهش نگفته بعد وظیفه خودم دونستم که بیام به خانومه اطلاع رسانی کنم که همچین چیزی هست حتی اگه شوهرش از حرف من خوشش نیاد الانم زنگ زدم به خانومه شوهرش برداشت همین که گفتم یه راهی هست که خانومت بتونه حامله بشه گفت نه منم گفتم می‌خوام با خانومت صحبت کنم باید بهش بگم وظیفه دارم منم به خانومه راجب رحم اجاره ای توضیح دادم .حالا شاید بعداً برام این موضوع دردسر بشه و یه دعوای خانوادگی راه بیفته ولی باز به نظرم کار خوبی کردم گفتم

پ‌ن: اصلا نمی خوام متخصص زنان بشم فشار روانی زیادی داره