شیفت شبانه روزی

کار کردن در بهداشت و درمان تو رو با مسائلی مواجه می‌کنه که افراد دیگه خارج از این سازمان اصلا متوجه این مسائل نیستند الان استانداری برای اینکه پس فردا بگن ما چهار تا مرکز شبانه روزی راه انداختیم اومدند به بهداشت و درمان فشار آوردند و دو تا از مراکز رو که لزومی نداشت شبانه روزی بشه و امکانات شبانه روزی شدن رو ندارند شبانه روزی کردند و منو که در یه مرکز بیتوته دیگه هستم رو چون کمبود پزشک دارند بهم شیفت شبانه روزی تحمیل کردند و دیروز بعد دعوا و رفتن معاونت سازمان و ترک شیفت رفتم یدونه شیفت وایستادم و مجبورم کردند در شرایطی که حتی یه پتو و بالش و سیستم گرمایشی مناسب و امنیت کافی وجود نداشت در مرکز شبانه روزی شیفت وایستم و شب اونجا بمونم و تا صبح با یه بخاری برقی کوچیک سر کنم پرستاره بیچاره هم رفته شب نماز خونه خوابیده بعد ملت اونجا رو شورا یاد داده که هر روز چک کنند ببینند شبانه روزی بازه یا نه اگه باز نبود زنگ بزنند ریاست دانشگاه 😐😑 حالا اصلا من شرایط پانسیون اونجا رو نمی دونستم وگرنه عمرا قبول میکردم یه پانسیون دقیقا بغل پانسیون پزشک مجرد مرد اونجا دادند که ساختمان پانسیون هم جدا از مرکز بهداشت هست و راهش جدا هست آخه این شرایط رو کی قبول می‌کنه ؟ پدر من اومد با من موند شیفت و دعوا راه انداخت که من نمی‌گذارم دخترم اینجا شیفت وایسته رئیس شبکه هم اول سر من داد میزنه که باید شیفت وایستی بعد الکی قبلا که رفته بودم معاونت میگه که همه چی حل هست پانسیون هست نگهبان هست امنیت هست در حالی که همش دروغ بوده بعد که بابام میبینه سر من داد میزنه رئیس شبکه وارد بحث میشه بعد رئیس شبکه میگه که اینجا جلسه اولیا مربیان راه انداختند که منو مثلا تحقیر کنه

مرا عهدی است با جانان

با خدا عهد بستم امیدوارم به عهدم وفادار بمونم نمی دونم هنوزم البته خدا هم خواسته ی منو اجابت کرده یا نه امیدوارم اینطور باشه وگرنه بدبخت میشم کلی خواهش والتماس اش رو کردم امیدوارم ایندفعه نگذاره به فنا برم 😑

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را

الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را

قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد

سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را

پ.ن: اون روز یه مریض داشتم قند خون اش بالای ۳۰۰ حتی ۴۰۰ بود کاشف به عمل اومد بعدا که آقا انسولین اش تموم شده بوده ولی نمی دونسته و همینجوری خالی استفاده می‌کرده که در نوع خودش عجیبه این موضوع 😐 حتما اگه بیمارتون انسولین مصرف می‌کنه و قند های بالا داره از نحوه نگهداری و تزریق درست اش توسط بیمار اطمینان حاصل کنید

پ.ن: آسمان شب روستای محل طرح ام

آفت دهان

خب پیرو پست قبلی یکی از دوستان راجب آفت صحبت کردند که باعث شد این پست رو بگذارم و راجب اهمیت این موضوع و فرق اش با پست قبل توضیح بدم

آفت به صورت گرد یا بیضی سفید رنگ با حاشیه قرمز می باشد

علل مختلفی برای ایجاد آفت وجود دارد که در صورت ایجاد آفت مکرر در دهان بیشتر از سه بار در سال نیازمند بررسی علت آن می باشد و کلا برای درمان آفت پماد های موضعی وجود داره که بهترین اش تریادنت هست و محلول های ترکیبی هم نسخه میشه که به از بین رفتن آفت و کاهش درد اش کمک می‌کنه که شامل کورتون و آنتی بیوتیک و بی حس کننده و بعضاً ضد قارچ هست ولی در صورتی که آفت بیشتر از سه بار در سال ایجاد بشه و مقاوم باشه درمان امون تفاوت داره

بیشتر هدف از این پست توضیح علل آفت هست تا درمان

در ایجاد آفت سیستم ایمنی بدن خیلی نقش داره حتی میگن که ژنتیک هم در ایجاد آفت می تونه نقش داشته باشه آفت دهان بیشتر در جنوب آسیا و کشورهای شرقی شایع هست

از علل آفت میشه موارد زیر رو نام برد :

کمبود یه سری مواد معدنی و ویتامین ها در بدن مثل فولیک اسید ، ویتامین ب ۱۲ ، زینک ، آهن

کم کاری تیروئید

ضربه ، استرس ، سیگار ، حساسیت غذایی ، یه سری داروها

و از علل مهم تر میشه به نقص ایمنی ها اشاره کرد در درجه اول بهجت هست که علاوه بر آفت مکرر دهان، زخم در ناحیه تناسلی و درگیری چشم و پوست هم میده و تشخیص اش نیازمند انجام تست پاترژی هست در صورتی که علایم دیگه رو داشته باشه

سایر بیماری های خود ایمنی مثل التهاب روده (کرون و کولیت اولسرو) و لوپوس و HIV و سلیاک( حساسیت به گندم ) و نوتروپنی هم می توانند آفت مکرر بدهند و لزوم گرفتن یک شرح حال از نظر بیماری های خود ایمنی خیلی مهمه و همچنین مشکلات روده ای

در بچه ها هم می‌تونه به علت سندرم PFAPA باشه که در واقع گلودرد و تب مکرر هست که می‌تونه همراه با آفت هم باشه و به کورتون خوب جواب میده

ممکنه هم تشخیص اش با لیکن پلان اشتباه بشه که یه بیماری پوستی هست که ضایعات شبیه به آفت در دهان ایجاد می‌کنه

در هر صورت اگه آفت شدید داریم و فرد اصلا از آفت رها نمیشه و ضایعات اش گسترده هست و به صورت مکرر رخ میده باید در ابتدا آزمایش خون و التهابی و تیرویید و پروفایل آهن و زینک و فولیک اسید و ویتامین b12 و ویتامین دی درخواست بدیم برای بیمار و یه شرح حال جامع از نظر بیماری های خود ایمنی مثل بهجت از بیمار بگیریم و در مورد زخم های ناحیه تناسلی و درگیری سایر نواحی پوست و درد مفاصل و درگیری چشم و مشکلات روده ای از بیمار بپرسیم

مورد بیمار با ضایعات دهانی

امروز یه آقای به مرکز بهداشت مراجعه کرد که ضایعات دهانی داشت در مخاط دهان اش می‌گفت دندانپزشک متوجه این ضایعات شده و گفته برو پیش یه پزشک منم دیدم یه سری نقاط خیلی ریزو برجسته و کنار هم که روشون سفیده و آفت و قارچ و hpv اینا هم نیست اصلا منم گفتم والا نمی دونم. امشب نشستم اینور اونور گشتم آخر سر باربارابیتز رو هم گفتم یه نگاه بندازم(باربارابیتز کتاب مربوط به شرح حال گیری و معاینات بالینی هست و یه هزار صفحه ای هست ) خیلی جالب بود برام که جواب رو پیدا کردم و شگفت زده شدم انتظار نداشتم اینقدر به درد بخور باشه این کتاب ...

عکس ضایعات دهانی و در ادامه تشخیص رو هم میگذارم

بهش میگن نقاط فوردایس Fordyce spots که غدد سباسه طبیعی هستند که داخل مخاط دهان و در حاشیه لب و در ناحیه تناسلی می‌توانند پدیدار بشوند و نیازی به درمان هم ندارند.

تولدمه

اولین تولدی هست که به عنوان یه پزشک واگعی جشن میگیرم ۲۷ ساله شدم انتظار داشتم هر سال تولدم بارون بباره ولی امروز برف باریده بود ... در همین ساعات اولیه تولد انرژی های مثبت بهم رسید و به فال نیک گرفتم اولین تبریک تولدم رو از کسی دریافت کردم که دو روز پیش بین امون بحث و دلخوری پیش اومد انتظارش نداشتم اصلا باهم حرف بزنیم دیگه چه برسه تولدم رو تبریک بگه ... دومیش هم مامانم زنگ زده بود خواستم بگم مامان نمی خوای چیزی بهم بگی که یادم افتاد تولد مامانممم هست 😅😂 بهش تبریک گفتم اونم به من تبریک گفت ‌.. سومین تبریک تولدم رو هم از زن عموم دریافت کردم که تولد همه رو حفظ هست ☺️ دو عزیز دیگه که تو زندگیم هستند یکیش بهترین دوستمه که مهاجرت کرده ازشون انتظار داشتم تولدم رو تبریک بگویند ولی نگفتن شاید تا فردا بگن تبریک ولی اگه نگفتن هم مهم نیست چون می‌دونم واقعا دوستم دارند ☺️ یه نفر دیگه هم که تا چند سال اخیر هر سال تولدم رو تبریک می‌گفت دیگه تولدم رو تبریک نمیگه از این بابت هم خوشحالم چون تونستم از گذشته رها بشم بالاخره 🍂 ... داداش علی هم دوست وبلاگی قدیمی ام بهم در ساعات اولیه تولد در وبلاگم پیام داد که نشونه ی خیلی خوبی بود و منو به روزهای خوب گذشته پیوند داد اینطور که به نظر میرسه تولد امسالم یه جور متمایز از سال های دیگه هست و باید منتظر اتفاق های خاص و تازه باشم 😁🌹

پ.ن: فردا میرم سمت خانه سمت زادگاهم که تولدم رو جشن بگیریم کنار خانواده ... تولدت مبارک دختر پاییز 🙃🍂🍁

پ.ن: ممنون از پیام های تبریک اتون واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم فکر نمی‌کردم که اینقدر پیام تبریک از طریق بلاگفا دریافت کنم چقدر جذاب بود برام این موضوع 😍

پ.ن: همکاران مرکز قبل اینکه برگردم خونه سمت زادگاهم منو غافلگیر کردن و برام یه کیک کوچیک گرفته بودن با شمع های که خاموش نمی‌شدن 😅 بهشون گفتم واقعا خوش به حال هر پزشکی که میاد این مرکز بهداشت اونا هم گفتند ما برای هر پزشکی این کارها رو نمی‌کنیم 🌹❤️

پ.ن: عکس از کیک تولدم میگذارم وقتی تولد خودت و مامانت تو یه روز باشه کیک تولدت اینشکلی میشه 😅