اینجا می‌خوام حرف دلم رو بزنم و خودم باشم درسته که موقع سختی ها دست به دعا میشم درسته که ماه رمضون روزه میگیرم درسته که حجاب دارم ولی از قوانین اسلام که ضد زن هست بدم میاد دارم فکر میکنم کی یه زن راحت و آزاد می‌تونه زندگی کنه ؟ فکر مهاجرت میزنه به سرم ولی با شرایط من سخته ...

امروز این مکالمه رو بین یه زن و شوهر شنیدم و قلبم به درد اومد و برای تمام زنان سرزمینم ناراحتم :

مرد: باز چرا رفتی خونه مادرت ، بچه منو هم بردی ؟

زن: کی گفته بچه تو هست ؟ مگه تو میری فلان جا بچه ها رو می‌بری مگه من چیزی میگم ؟

مرد: تو انگار جایگاه خودت رو فراموش کردی ..‌‌. اجازه من دست تو نیست ولی اجازه تو دست منه

زن: صدای شکستن قلبش رو شنیدم