نشانه ی ملکه Anne و شرایط محل کار جدید
گاهی پشت نام گذاری اصطلاحات پزشکی و بیماری های مختلف و درمان هایی که براشون کشف شده داستان های جالبی وجود داره اسم یه نشانه بیماری میتونه از نقاشی پرتره یک ملکه دانمارکی گرفته شده باشه
علامت hertoghe (هرتوگه) یا علامت Queen's Anne (ملکه آنه ) نوعی ریزش ابرو با الگوی خاص است به صورت نازک شدن یا از دست دادن یک سوم بیرونی ابرو که نشانه کلاسیک کم کاری تیروئید یا درماتیت آتوپیک ( نوعی اگزما) هست این علامت از نام متخصص داخلی بلژیکی یوجین لودویک کریستین هرتوگه که اولین پیشگام در تحقیقات عملکرد تیروئید بود، نامگذاری شده یه اسم دیگه این علامت هم علامت ملکه آنه هست که برمیگرده به نقاشی پرتره این ملکه دانمارکی که در اون حالت ابرو هاشون چنین بوده انگار یک سوم خارجی اش ریخته نقاشی پرتره شون رو هم براتون میگذارم در ادامه
پ.ن: حیف که راجب تاریخ پزشکی کمتر اطلاعات کسب کردیم
پ.ن: راجب محل کار جدیدم هم بگم همین مدت کوتاهی که رفتم اونجا همش بلاتکلیفی و درگیری های اداری بود من میخواستم اورژانس کار کنم ولی معاونت استان قبول نکرد گفت اورژانس این شهر ،محروم نیست تو باید بهداشت اش کار کنی بعد تصمیم بر این شد بهداشت شهری روستایی شماره یک کار کنم که اونم داخل شهره ولی پانسیون اونم چنگی به دل نمیزند مثل خوابگاه دخترانه هست چند تا سوئیت هست که چهار پنج تا دختر توش زندگی میکنند آشپزخونه هم مشترکه امکانات پانسیون هم ضعیف بود قول داده شد که تجهیز میشه ولی تجهیز نشد از اون ور گفتند بهتره به خاطر اینکه میخوای درس بخونی بری یه مرکز که در شهر زیر بیست هزار نفره( مثل یه روستای بزرگ و مجهز میمونه نه از شهر شهره نه از روستا روستا) اونم داخل شهر نیست اطراف شهره ، بعد پانسیون اش هم کاملا مستقله و تازه ساخته ، گفتم باشه بعد فرداش اومدند گفتند که نه تو همون برو شهری یک ،خانوم دکتر اونجا، که تازه قرار داد میخواد ببنده دوباره، نمی خواد بیاد شهری یک ( جالبه این نکته رو از اول میدونستیم و چیز تازه ای نبود ) خلاصه از اینکه هر روز به ساز اینا برقصم خسته شدم و از امکانات ضعیف پانسیون خسته شده بودم با بغض بحث کردم که من راضی نیستم اصلا دیگه شهری یک باشم شما اینجارو در ذهن من خراب کردید بعد حرفتون رو عوض کردید ولی هیچ فایده نداشت این حرفا ، دلم برای مرکز قبلی ام تنگ میشه گرچه دور بود ولی امکانات اش خوب بود مثل اینجا احساس غربت نمی کردم همزبون های خودم بودند زبونشون رو متوجه میشدم نه مثل اینجا حالا خوبه با رئیس شبکه نسبت فامیلی داریم و وضعمون اینه ...

من دختر متولد ۷۵ اهل شمال غرب کشور بعد از هفت سال تحصیل در رشته پزشکی اکنون وارد مرحله جدی و جدیدی از زندگیم شدم که مدت ها منتظرش بودم و دوست دارم تجربیات و خاطراتم رو در این زمینه در اختیار پزشکان آینده و شنوندگانم قرار دهم که هم موجب ارتقا من شود و هم با ارایه دید کلی از شرایط آینده کاری به پزشکان آینده کمک کند