اینکه پزشک بره خونه کسی رو ویزیت کنه در فیلم ها به خصوص فیلم های قدیمی زیاد دیدیم ولی در واقعیت کمتر میشه چنین تجربه ای کسب کرد و در بین همکاران هم تقریبا بی سابقه هست

امروز یه مراجعه کننده داشتم گفت خانم دکتر مادرم شدیداً مریض شده بدنش درد می‌کنه سرفه می‌کنه براش دارو بنویس منم گفتم امکان ندارد بدون ویزیت برای بیمار دارو بنویسم اینکارو برای بیماری های مزمن مثل دیابت و فشار خون در صورتی که از کنترل بودنش مطمئن بشم و چند مورد دیگه شده انجام بدم ولی برای کسی که بیماری حاد داره اینکارو نمی کنم مثلا در مورد این مریض احتمال دادم ممکنه پنومونی باشه یا افت اکسیژن داشته باشه برای همین دارو ننوشتم همراه بیمار هم گفت که باشه ولی مادر من نمیتونه بیاد درمانگاه شما میتونید بیایید حضوری ویزیت کنید منم در معذوریت قرار گرفتم گفتم باشه و قرار شد ساعت یک بیان دنبالم برم بر بالین بیمار همکار های مرکز هم کلی منو سرزنش کردند که با اینکارت از فردا همه میگن بیا خونه مون مریض رو ویزیت کن و بد عادت میشوند ولی خب من قول داده بودم نمی تونستم زیرش بزنم به هر حال ساعت یک و نیم بود که با سرایدار مرکز رفتیم خونه شون یه سری وسایل هم جهت معاینه برداشته بودم معاینه اش مشکل خاصی نداشت فقط شدیداً تب دار بود و فشار خونش رفته بود بالا و علائم اش بیشتر به نفع آنفولانزا بود منم با کاپتو زیر زبانی یه کم فشار خونش رو پایین آوردم و داروهاش رو بعد معاینه نسخه کردم همراهان بیمار خیلی برام احترام قائل بودند کلی ازم تشکر کردند سرایدار مرکز هم کلی ازم تشکر کرد و برگشتیم مرکز راجب این ویزیت احساس خوبی داشتم

پ.ن: برای ماه بعد بر خلاف قول و قراری که با شبکه داشتیم مبنی بر اینکه شیفت هام بیشتر از پنج تا نباشه برای من ۱۱ تا شیفت نوشتن😐 منم زنگ زدم گفتم بیشتر از پنج تا شیفت واینمیستم ... دیگه واقعا رو اعصاب من راه میروند هر چی راه میای باهاشون پر رو تر میشوند

پ.ن۲: امروز رفتم شبکه دعوا کنم که چرا برای من یازده تا شیفت نوشتین ؟ قبلش هم زنگ زدم معاونت استان بپرسم که حق دارند چند تا شیفت برام بنویسند قانونا، بعد رفتم شبکه اونجا معاونت مرکز شهرستان باهام دعوا که چرا زنگ زدم استان من که گفته بودم حل اش میکنم (نمی دونستم اسم پشت گوش انداختن میشه حل کردن😐) در هر صورت شیفت هام از یازده تا شد پنج تا

آسمان مرکز شبانه روزی در ساعت ۷ صبح